معنی نافع شدن
5 بازدید
[ فِ شُ دَ ] (مص مرکب) مفید افتادن. مؤثر افتادن. اثر کردن. نافع آمدن. - نافع شدن دارو؛ مؤثر افتادن آن. رجوع به نافع آمدن شود. || خوب کردن. به کردن. نفع کردن. فایده نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نافع شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر