معنی نافروختنی
4 بازدید
[ فُ تَ ] (ص لیاقت) که ازدر فروش نیست. که نشایدش فروخت. که نتوانش فروخت. مقابل فروختنی. || که ازدر افروختن نیست. ناافروختنی. مقابل افروختنی. رجوع به افروختنی شود.
کلمات همقافیه با «نافروختنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر