معنی نافروختن
5 بازدید
[ فُ تَ ] (مص منفی) نفروختن. مقابل فروختن. رجوع به فروختن شود. || ناافروختن. مقابل افروختن.
کلمات همقافیه با «نافروختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر