معنی نافذالامر
5 بازدید
[ فِ ذُلْ اَ ] (ع ص مرکب) کسی که حکم وی مطاع باشد. (ناظم الاطباء). که امر وی روان و مطاع است. فرمانروا: کرده شاه از درستی قلمش نافذالامر جملهٔ عجمش.نظامی. پس هرمز او را [ بهرام چوبین را ] بر خزانه و حشم نافذالامر گردانید. (منتخب جوامع الحقایق ص ۱۲۱). و دایم موقر و محترم و عالی الذکر و نافذالامر و مهیب و مطاع و سرور و دین پرور باد. (تاریخ قم ص ۴).
کلمات همقافیه با «نافذالامر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر