معنی نافتاده
6 بازدید
[ فُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نیفتاده. || واقع ناشده. رخ نداده. حادث نشده. || که مبتلا و ناتوان نشده است. که شکست نخورده است. مقابل افتاده به معنی درمانده : مستی به نخست باده سخت است افتادن نافتاده سخت است.نظامی.
کلمات همقافیه با «نافتاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر