معنی ناغوش

معنی ناغوش

5 بازدید
(اِ) چیزی را به آب فروبردن. (برهان قاطع). || سر به آب فروبردن مردم و مرغ. (فرهنگ اسدی) (صحاح الفرس). سر به آب فروبردن و غوطه خوردن. (برهان). غوته خوردن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). سر به آب فروبردن بود از مردم و مرغ را نیز گویند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین از لغت فرس) (فرهنگ نظام). سر در آب فروبردن. (فرهنگ اوبهی). غوطه وری. فرورفتگی در آب. فرورفتگی سر در آب. (ناظم الاطباء). در برهان به معنی غوطه خوردن در آب آمده ولیکن خطا کرده باغوش است به بای پارسی. (انجمن آرا). باغوش. سر به آب فروبردن و غوطه خوردن.

کلمات هم‌قافیه با «ناغوش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید