معنی ناغوش
5 بازدید
(اِ) چیزی را به آب فروبردن. (برهان قاطع). || سر به آب فروبردن مردم و مرغ. (فرهنگ اسدی) (صحاح الفرس). سر به آب فروبردن و غوطه خوردن. (برهان). غوته خوردن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). سر به آب فروبردن بود از مردم و مرغ را نیز گویند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین از لغت فرس) (فرهنگ نظام). سر در آب فروبردن. (فرهنگ اوبهی). غوطه وری. فرورفتگی در آب. فرورفتگی سر در آب. (ناظم الاطباء). در برهان به معنی غوطه خوردن در آب آمده ولیکن خطا کرده باغوش است به بای پارسی. (انجمن آرا). باغوش. سر به آب فروبردن و غوطه خوردن.
کلمات همقافیه با «ناغوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر