معنی ناغض
6 بازدید
[ غِ ] (ع ص) اسم فاعل از نغض است. رجوع به نغض شود. || غیم ناغض؛ ابر جنبده در پی یکدیگر. (منتهی الارب). ابرهای جنبنده که بر روی همدیگر بغلتد. (ناظم الاطباء). ابرهائی که یکی بر اثر دیگری متحرک باشد. (از اقرب الموارد). || (اِ) کرکرانک کتف که جنبان باشد یا هر جای جنبان. (منتهی الارب). غضروف الکتف حیث یجی ء و یذهب منه. (اقرب الموارد). نغض الکتف. غرضوف الکتف. (از معجم متن اللغة). غضروف کتف. (ناظم الاطباء). || در انسان: بن گردن، آنجا که سر را حرکت دهد. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «ناغض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غض» برای سرودن شعر