معنی ناغافل
6 بازدید
[ فِ ] (ق مرکب) در تداول عوام، ناگهان. بی خبر. غفلة. بغتة. بناگاه. بی مقدمه: ناغافل به سراغ من آمد.
کلمات همقافیه با «ناغافل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر