معنی ناعط
7 بازدید
[ عِ ] (ع ص) مسافر دوردست. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || آنکه لقمه را به دو نصف بریده نیمه را بخورد و نیمهٔ دیگر را بیندازد جهت کثرت و فراخی یا سوء ادب در طعام خوردن و عدم مروت. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). ج، نُعُط.[ عِ ] (اِخ) قلعه ای است قدیمی بر فراز کوهی به ناحیت یمن که از آن یکی از [ ملوک ] ذوی الاذواء بود نزدیک عدن. (از معجم البلدان).[ عِ ] (اِخ) قصری است بر دو کوه به یمن هندان را. (از معجم البلدان).[ عِ ] (اِخ) روستائی است به یمن. (منتهی الارب) (آنندراج). نام روستائی در یمن. (ناظم الاطباء). مخلافی است در یمن در آن است حصن ها و قریه ها و معاقل. (معجم متن اللغة).[ عِ ] (اِخ) لقب پدر گروهی از طایفهٔ همدان. (ناظم الاطباء). بنوناعط؛ حیی است از بنی همدان. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «ناعط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عط» برای سرودن شعر