معنی ناعجة

معنی ناعجة

6 بازدید
[ عِ جَ ] (ع ص) زمین نرم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زمین نرم و هموار و مناسب زراعت. (از معجم متن اللغة). الارض السهلة. (اقرب الموارد). || شتر مادهٔ سپید تیزرو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). الناقة البیضاءاللون الکریمة. (معجم متن اللغة). || ناقه ای که بر آن سوار شده میش وحشی را شکار کنند. (منتهی الارب) (آنندراج). ماده شتری که بر آن سوار شده میش وحشی را شکار کنند. (ناظم الاطباء). ناقهٔ تیزرو. ناقه ای که بر آن سوار شده حیوانات وحشی شکار کنند. (از معجم متن اللغة). اللتی یصاد علیها نعاج الوحش. (اقرب الموارد). ج، نواعج. || المرأة البیضاء. (اقرب الموارد): امرأة ناعجة اللون؛ حسنة. (معجم متن اللغه). المرأة المحسنة. (اقرب الموارد). زن سپیدپوست. زن زیبا. || (اِخ) یوم ناعجة؛ از ایام عرب است. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «ناعجة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید