معنی ناظم کرمانی
4 بازدید
[ ظِ مِ کِ ] (اِخ) از شاعران متأخر است. مؤلف صبح گلشن آرد: «از وطن به هندوستان قدم گذاشت و در کانپور با قاضی محمدصادق اختر صحبت داشت»، و نیز این سه بیت را از او نقل کرده است: شدم آخر اسیر غمزهٔ هندوی طنازی جفاجو نازنینی سروقدی عشوه پردازی چو صیدی بسمل افتادم به دام آن پری پیکر کبوتروار گردیدم اسیر چنگ شهبازی پشیمان می شوی ناظم در این ره پا منه هرگز که جور خوب رویان را نباشد هیچ اندازی(؟)[ ظِ مِ کِ ] (اِخ) میرزا محمدشفیع معروف به میرزا کوچک بن حاج علی محمد کرمانی، در کرمان تولد یافت و در لکهنوی هندوستان وطن گزید. مؤلف صبح گلشن آرد. در سنهٔ اربع و ثلثین از مأئه ثالث عشر به دارالامارهٔ کلکته رسیده بعد زمانی رخت به دارالریاسهٔ لکهنو کشیده و به زمرهٔ ذاکرین ائمهٔ معصومین همانجا توطن گزیده». او راست: ز خون دل مرا در هجر او تر دامن است امشب سرشک از دیده ام باران چو ابر بهمن است امشب ساقی به گردش آر ایاغ شراب را در ساغر هلال بریز آفتاب را گو مدعی بسوز در این بزم همچو شمع کز رخ فکند ماه من امشب نقاب را. رجوع به صبح گلشن ۴۹۹ و قاموس الاعلام ج ۶ ص ۴۵۵۰.
کلمات همقافیه با «ناظم کرمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر