معنی ناظم‌آباد

معنی ناظم‌آباد

4 بازدید
[ ظِ ] (اِخ) رجوع به تازه آباد دیرج در این لغت نامه شود.
[ ظِ ] (اِخ) (... مستعلی) از دهات دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان اهر است و در ۱۳هزارگزی مشرق اهر و پانصدگزی جادهٔ شوسهٔ اهر به خیاو، در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۲۸ تن سکنه دارد. آبش از چشمه تأمین می شود، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۵۲۳).
[ ظِ ] (اِخ) دهی است از دهات لواسان کوچک بخش افجهٔ شهرستان تهران. در سه هزارگزی جنوب شرقی گلندوک و به فاصلهٔ سه هزارگزی راه شوسه در دامنهٔ سردسیری قرار دارد. سکنهٔ آن ۵۷ نفر است. آبش از رودخانه افجه تأمین می شود. محصولش غلات و بنشن، شغل اهالی زراعت است. در ناظم آباد تپه ای وجود دارد که آثار قدیمه در آن به دست آمده است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۱ ص ۲۲۱).

کلمات هم‌قافیه با «ناظم‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید