معنی ناظرة
5 بازدید
[ ظِ رَ ] (ع اِ) چشم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). عین. (اقرب الموارد). ج، نواظر. || اصطلاحاً، نگریستن به بصیرت است از جانبین امر در نسبت بین دو چیز به خاطر اظهار صواب. (تعریفات جرجانی). طرفین قضیه ای را برای اظهار نظر و انتخاب جهت صواب مورد دقت قرار دادن.[ ظِ رَ ] (اِخ) کوهی است یا آبی است مر بنی عبس را یا موضعی است. (منتهی الارب). جبل او ماء لبنی عبس باعلی الشقیق، او موضع. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «ناظرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر