معنی ناطق لکهنوئی
5 بازدید
[ طِ قِ لَ هَ ] (اِخ) مؤلف صبح گلشن آرد: «لاله دهنی است رای پسر منشی تیجرای از کایتهان دارالحکومت لکهنو به خوشگوئی اتصاف داشت و در زمان تألیف آفتاب عالمتاب علم شاعری می افراشت». او راست: شور محشر بود ترانهٔ ما بانگ صور است در چغانهٔ ما چه کنم ناصحا ز روز ازل می و نقل است آب و دانهٔ ما.
کلمات همقافیه با «ناطق لکهنوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر