معنی ناصیهزار
6 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ مرکب) از عالم گلزار و سبزه زار. (آنندراج). آنجا که مردم ناصیه بر زمینش می گذارند. سجده گاه عمومی : به آستین کریمش که هست گنج افشان به آستان حریمش که هست ناصیه زار.عرفی (از آنندراج). || (ص مرکب) آنکه خود را با زلف و گیسوی فراوان زینت کرده باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناصیهزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر