معنی ناصیهجای
4 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ مرکب) سجده گاه. (از آنندراج): جایم از دیده کند عقل و چنینش دارند هرکه را کعبهٔ مدح تو بود ناصیه جای. عرفی (از آنندراج). || آنجای از پیشانی که در وقت به روی افتادن به زمین مالیده می شود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناصیهجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر