معنی ناصفة
5 بازدید
[ صِ فَ ] (ع ص، اِ) تأنیث ناصف. (اقرب الموارد). رجوع به ناصف شود. || راه گذر آب. (مهذب الاسماء). آب رو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مجرای آب. (از اقرب الموارد). مجرای آب در وادی. (از معجم متن اللغة). ج، نواصف. || سنگ بزرگ که در آب راهه و وادی باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صخرة تکون فی مناصف اسناد الوادی. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).[ صِ فَ ] (اِخ) آبی است بنی جعفربن کلاب را. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ناصفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر