معنی ناصر کاشی
5 بازدید
[ صِ رِ ] (اِخ) ناصرالدین، متخلص به ناصر. هدایت آرد: «از اماجد فضلا و از اعاظم شعرای متقدمین است». او راست: دو چیز هست که جز نام از او نشانی نیست وفای عهد در این عهد و سایهٔ عنقا. * * * زین آستان خاکی طبعم ملول شد ای مرغ روح وقت نیامد که برپری. رجوع به مجمع الفصحا ج ۱ ص ۶۳۶ و هفت اقلیم، ذیل اقلیم چهارم شود.
کلمات همقافیه با «ناصر کاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر