معنی ناصرالدین منشی
4 بازدید
[ صِ رُدْ دی نِ مُ ] (اِخ) ناصرالدین عمدةالملک منتجب الدین یزدی رئیس دیوان رسایل و انشاء صفوةالدین پادشاه خاتون [ ۶۰۱-۶۹۴ از ملوک قراختائی کرمان ] بود و پدرش منتخب الدین یزدی در سال ۶۵۰ یزد را ترک گفته، در خدمت سلطان قطب الدین محمد قراختائی برادرزادهٔ براق حاجب [ ۶۵۰-۶۵۴ ] قرار گرفت و در عهد سلطنت سلطان حجاج [ ۶۵۵-۶۸۱ ] نیز مدتی وزارت کرد. پسرش ناصرالدین بعدها با عم خود به کرمان آمد و در ایام جوانی یعنی در سال ۶۹۳ سمت ریاست دیوان رسالت پادشاه خاتون را پیدا کرده و در کرمان مقیم شد. (از تاریخ مغول ص ۵۱۹).
کلمات همقافیه با «ناصرالدین منشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر