معنی ناصرالدین عسقلانی

معنی ناصرالدین عسقلانی

4 بازدید
[ صِ رُدْ دی نِ عَ قَ ] (اِخ) شافع بن علی الکنانی، از مشاهیر ادبای مصر است. وی به سال ۶۴۹ هـ . ق. متولد شد و در سال ۷۳۳ درگذشت. مدتی در مصر شغل دبیری داشت و به سال ۶۸۰ در جنگی که بنزدیکی حمص روی داد تیر خورد و از دو چشم نابینا گردید و از آن پس عزلت گزید. به جمع آوری کتاب علاقهٔ فراوان داشت و ۱۸ خزانه از کتب نفیس پر کرده بود. از کثرت مطالعه و قوهٔ حافظه جای هر کتاب را می دانست و به حال کوری آنها را از قفسه ها بیرون می کشید و نامشان را می گفت. رسائل و منشآت و اشعار زیادی از او باقی است، این قطعه از اوست: قال لی من رأی صباح مشیبی عن شمالی من لمتی و یمینی ای شی ء هذا فقلت مجیباً لیل شک محاه صبح یقینی. (از قاموس الاعلام ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «ناصرالدین عسقلانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید