معنی ناصرالدولة
5 بازدید
[ صِ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) بدربن حسنویه، مکنی به ابوالنجم دویمین امرای بنی حسنویهٔ کردستان است. وی به سال ۳۶۹ هـ . ق. به امارت رسید. رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۱۲۵ شود.[ صِ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) حسن بن ابی الهیجاء عبداللََّه بن حمدان، مکنی به ابومحمد، حکمران موصل. رجوع به حسن بن عبداللََّه بن حمدان در این لغت نامه و نیز رجوع به الکامل ابن اثیر ج ۱ ذیل وقایع سال ۳۳۰ و النقودالعربیة ص ۱۳۸ و الاعلام زرکلی ذیل حسن بن عبداللََّه و ریحانة الادب ج ۴ و حبیب السیر ج ۱ و آثارالباقیه ص ۱۳۳ و اعیان الشیعه ج ۴۹ ص ۱۰۷ و معجم الانساب ص ۵۸ و طبقات سلاطین اسلام ص ۱۰۰ و ۱۰۱ شود.[ صِ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) حسین الحمدانی، مکنی به ابوعلی از امرای بنی مرداس حلب است. وی به سال ۴۵۰ امارت یافت. (از معجم الانساب ص ۲۰۴).[ صِ رُدْ دَ لَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بن سیمجور، مکنی به ابوالحسن یا ابوالحسین امیر قهستان. رجوع به ابوالحسین سیمجور در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «ناصرالدولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر