معنی ناشکیبائی
5 بازدید
[ شِ ] (حامص مرکب) بی صبری. بی حوصلگی. (ناظم الاطباء). جزع. بی قراری. بی آرامی. شکیبا نبودن. آرام و قرار نداشتن. اضطراب : چهارم اگر صبر نکنم باری سودا و ناشکیبائی را به خود راه ندهم. (تاریخ بیهقی ص ۳۴۱). از غم آن پیچ زلف بی قرار زاهدان را ناشکیبائی ببین.عطار.
کلمات همقافیه با «ناشکیبائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر