معنی ناشکفتنی
5 بازدید
[ شِ کُ تَ ] (ص لیاقت) که شکفتنی نیست. که از هم شکفته و باز نمی شود. مقابل شکفتنی. رجوع به شکفتنی شود: دارم از آن شگفت که در باغ دل مرا صد گل شکفت و غنچهٔ دل ناشکفتنی است. مشفقی تاجیکستانی.
کلمات همقافیه با «ناشکفتنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر