معنی ناشکسته
4 بازدید
[ شِ کَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) نشکسته. شکسته ناشده. درست. سالم. مقابل شکسته. رجوع به شکسته شود.
کلمات همقافیه با «ناشکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر