معنی ناشک
6 بازدید
[ شِ ] (ص، اِ) قرض دار. وامدار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). قرض دار را گویند و نشنک و نلشک نیز گفته اند، و ناشنک به کسر شین هم در رشیدی آورده اما در دیگر کتب به شین معجمه و کاف تازی بدون نون بعد شین نوشته اند. (آنندراج). آقای دکتر معین در برهان قاطع حاشیهٔ ص ۲۱۶۶ ذیل کلمهٔ نلشک [ بر وزن سرشک به معنی وام دار و مقروض ] آورده اند: در مؤید الفضلاء: «نلشک، قرض دارو»، در زفان گویا: «نلسک» در اداة الفضلاء بجای «قرض دارو»، «قرض دار» معنی شده، «منبشک» هم آمده، در سروری «قرض دار و مرض دار» معنی شده، و هم سروری همهٔ این صور را آورده گوید: «چون استشهادی نداشتیم هر دو را نوشتیم» در رشیدی «ناشگ» و «نشنگ» هم آمده و غالب صور مزبور را نقل کرده گوید: «چون هیچ کدام یافته نشد همه را ذکر کرده شد» در فولرس: نلسک، نلشک، ناشک، نیشک هم به یک معنی آمده. (برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «ناشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر