معنی ناشمرد
5 بازدید
[ شِ / شُ مُ ] (ن مف مرکب) نشمرده. لاتعد. غیرمعدود. نامعدود. ناشمار. ناشمرده : یکی گوی و چوگان به قاصد سپرد قفیزی پر از کنجد ناشمرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناشمرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر