معنی ناشمار
5 بازدید
[ شِ / شُ ] (ص مرکب) بی شمار. نامعدود. ناشمرده: به این دانه های ناشمار قسم؛ سوگندی است که بر سر سفره ضمن اشاره به قاب برنج یا بر سر خرمن گندم با اشاره به دانه های گندم خورند.
کلمات همقافیه با «ناشمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر