معنی ناشغ
6 بازدید
[ شِ ] (ع ص) اسم فاعل است از نشغ. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به نشغ شود. || کسی که به سبب شوق یا افسوس نعره می زند و گریه در سینه می گرداند چندانکه بیهوش می شود. (ناظم الاطباء). رجوع به تنشغ شود. ج، نُشَّغ. || الذی یجی ء بعد الجهد. (معجم متن اللغة) (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس). || شاهق. (معجم متن اللغة). بلند. مرتفع.
کلمات همقافیه با «ناشغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شغ» برای سرودن شعر