معنی ناشسته
7 بازدید
[ شُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) هرچیز که شسته نشده باشد. (ناظم الاطباء). مقابل شسته. رجوع به شسته شود: روی ناشسته خوشتری بنشین کآتشی روی تو در آب انداخت. عطار. روی ناشسته چو ماهش نگرید چشم بی سرمه سیاهش نگرید.؟ - طفل ناشسته؛ کودک تازه زائیده شده که هنوز آن را نشسته باشند. (ناظم الاطباء). || ناتمیز. تطهیرنشده. غیرمطهر. آلوده. مقابل شسته، به معنی تمیز و پاک.
کلمات همقافیه با «ناشسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر