معنی ناشز
6 بازدید
[ شِ ] (ع ص) بلندنشیننده. (آنندراج) (غیاث اللغات) (صراح) (منتخب اللغات). آنچه که بلند برآمده باشد از مکانش. ما کان ناتاً مرتفعاً عن مکانه. (المنجد). مرتفع. (اقرب الموارد). ج، نواشز. - عرق ناشز؛ رگ بلند برآمده و برجهنده از بیماری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ناتی ء، یضرب و یرتفع عن مکانه لداء او غیره. (المنجد). - قلب ناشز؛ دل از جای رفته از ترس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ارتفع من مکانه رعبا. (اقرب الموارد): نشزت نفسه؛ جاشت من الفزع. (المنجد). رجوع به نشز شود. || زنی که ناسازواری کند شوی را و در خشم آورد آن را و امتناع کند از آن. (ناظم الاطباء). زن ناسازگار. زنی که با شوهر خود ناسازگاری کند. که با شوی آرام نگیرد. ناسازوار با شوی. آنکه عصیان کند با شوی . رجوع به ناشزه شود. || مردی که بر زنش جفا کند. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «ناشز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شز» برای سرودن شعر