معنی ناشری
9 بازدید
[ شِ ] (ص نسبی) منسوب است به ناشر. (الانساب سمعانی).[ شِ ] (اِخ) ابراهیم بن عیسی. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) عباس بن فضل کوفی، از محدثان است و از ابوداود نخعی حدیث کرده است و محمدبن مروان از وی روایت کند. (از سمعانی).[ شِ ] (اِخ) احمدبن ابی بکر. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمد. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) عثمان بن ابی بکر الناشری، ملقب به عفیف الدین از فقهای شافعی یمن است و در شعر و ادب نیز دستی داشت. کتابهای «البستان الزاهر فی طبقات علماء بنی ناشر» و «الهدایه» از مصنفات اوست. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۴ ص ۳۷۴). و رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) علی بن ابی بکر. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) علی بن محمد. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) عمربن عبدالوهاب، ملقب به سراج الدین و مشهور به ناشری از علمای عامهٔ قرن دهم هجری است. وی در سال ۹۸۲ هـ . ق. در شهر زبید از بلاد یمن وفات کرد. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۴۱).[ شِ ] (اِخ) لقب رجالی عیسی بن هشام است. (ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۴۱ از تنقیح المقال).[ شِ ] (اِخ) قاضی ابوبکر. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) قاضی موفق الدین علی بن محمد. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) مالک بن ابی زید یا مالک بن زید مصری از محدثان است. (از سمعانی).[ شِ ] (اِخ) لقب رجالی مشمعل بن سعد است. (ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۴۱ از تنقیح المقال).[ شِ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن عمر. رجوع به ناشریون شود.[ شِ ] (اِخ) محمدبن عیسی بن هشام کوفی محدث است و محمدبن محمود الکندی کوفی از وی حدیث کرده است. (از سمعانی).
کلمات همقافیه با «ناشری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر