معنی ناشتا شکستن
5 بازدید
[ شِ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) ناهار کردن. اندک چیزی خوردن. (آنندراج) (برهان قاطع). اندک چیزی خوردن. (فرهنگ نظام). تسلیف. تَلَمُّج. تَلمیج. افطار کردن.
کلمات همقافیه با «ناشتا شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر