معنی ناشتالب
4 بازدید
[ شِ لَ ] (ص مرکب) گرسنه. روزه دار. که دیری است لب به خوراکی نزده. زنگ دندان. که صبحانه صرف نکرده است : ای ساقی الغیاث که بس ناشتالبم زآن می بده که دی به صبوحی چشیده ایم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ناشتالب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر