معنی ناشتاشکن
4 بازدید
[ شِ شِ کَ ] (اِ مرکب) چاشت. چیز اندکی که در بامداد خورند. (ناظم الاطباء). ناشتائی. صبحانه. وِکاث. سُلف. دهن گیر. لقمةالصباح : سینه از داغ ناشتاشکن است چاک تا روزی گریبان است. درویش واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ناشتاشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر