معنی ناشاکر
5 بازدید
[ کِ ] (ص مرکب) ناسپاس. کافرنعمت. که سپاسگزار نیست. کفور. که ناشکری می کند. مقابل شاکر، به معنی سپاسگزار: گفتم ای باد اینک آنجا رفت خواهم پیش او تو مرا از شاعران ناشاکر فضلش مدان. فرخی. آنکه او شاکر بود باشد ز خیل الاکرمین و آنکه ناشاکر بود باشد ز خیل الآخرین. منوچهری. رجوع به شاکر شود.
کلمات همقافیه با «ناشاکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر