معنی ناشادمان
4 بازدید
(ص مرکب) ناشاد. ناشادکام. ناشادان. غمین. غمگین. ملول. رنجور. ناخشنود. افسرده. مقابل شادمان. که شادمان و خشنود و راضی نیست : بدو گفت خسرو توئی بی گمان ز تخت پدر گشته ناشادمان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناشادمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر