معنی ناش
5 بازدید
(اِ) گریه. ناله. زاری. فریاد. (ناظم الاطباء). محتملا تحریف شدهٔ نالش است.(اِخ) دهی از بلوک خورگام دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت. در ۴۷هزارگزی مشرق رودبار و ۱۷هزارگزی مغرب دیلمان و در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و ۸۵۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه است و محصولش غلات و بنشن و لبنیات است. مردمش به زراعت و گله داری و شال بافی اشتغال دارند. راه مالرو دارد. اغلب سکنه در فصل پائیز و زمستان برای تأمین معاش به گیلان می روند قراء کوچک چهارشاه و گوهرچال و مگس خانی جزء این ده منظور است در اراضی مزرعهٔ چهارشاه آثاری از بقایای بناهای قدیمی دیده می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ ص ۳۰۰).
کلمات همقافیه با «ناش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر