معنی ناسیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) بدوضع زائیده شدن. || بچه سقط کردن. || لنگیدن. || لاغر شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر