معنی ناسوخته
4 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) سوخته ناشده. مقابل سوخته : هرکسی را نباشد این گفتار عود ناسوخته ندارد بوی.سعدی. || خام. غیرکامل. رجوع به سوخته شود.
کلمات همقافیه با «ناسوخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر