معنی ناسوت
6 بازدید
(ع اِ) مشتق از ناس. (مفاتیح). مرکب از: «ناس» +«و» +«ت» مثل ملکوت. (از المنجد). عالم اجسام که دنیا و این جهان باشد. (آنندراج) (غیاث اللغات). عالم طبیعت و اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را عالم ناسوت می نامند و عالم ملک و شهادت هم گویند. (فرهنگ اصطلاحات فلسفی از اسفار). عالم سفلی. عالم خلق. عالم شهادت. جهان ماده. جهان نمود: گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولا.خاقانی. محرم ناسوت ما لاهوت باد آفرین بر دست و بر بازوت باد.مولوی. - عالم ناسوت؛ مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملکوت. || انسان. (تاج العروس). سرشت مردمی. (از المنجد). انسانیت. انسانی طبع. مردمی خوی. (ناظم الاطباء). طبیعت انسانیه. || مجازاً، شریعت و عبادت ظاهری. (غیاث اللغات) (آنندراج). || خیال. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی).
کلمات همقافیه با «ناسوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر