معنی ناسم
4 بازدید
[ سِ ] (ع ص) اسم فاعل است از نسم. (اقرب الموارد). رجوع به نسم شود. || مریض مشرف به مرگ. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). بیمار نزدیک به مرگ رسیده. (منتهی الارب) (آنندراج). بیمار مشرف بمرگ. (ناظم الاطباء). المریض الذی اشفی علی الموت. (المنجد).
کلمات همقافیه با «ناسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر