معنی ناسزیدن
6 بازدید
[ سَ دَ ] (مص منفی) نسزیدن. سزاوار نبودن. شایسته نبودن. مقابل سزیدن. رجوع به سزیدن شود.
کلمات همقافیه با «ناسزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر