معنی ناسرفراز
6 بازدید
[ سَ فَ ] (ص مرکب) پست. دون. فرومایه. ناسرافراز. مقابل سرفراز. رجوع به سرفراز شود: کتایون و آن مرد ناسرفراز مرا داشتند از چنین کار باز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناسرفراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر