معنی ناستدن
6 بازدید
[ سِ تَ دَ ] (مص منفی) نستدن. نستاندن. نگرفتن. نپذیرفتن. مقابل ستدن : چندانکه مروتست در دادن در ناستدن هزار چندانست.انوری. قدرت بخشش اگر نیست مرا باکی نیست قدرت ناستدن هست و للََّه الحمد.انوری.
کلمات همقافیه با «ناستدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر