معنی ناز شست
6 بازدید
[ زِ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پیش کشی است که نزدیکان پیشگاه شهریاری هنگامی می گذرانند که پادشاه به دست و تیر خود نشان یا شکاری را می زند بدانگونه که شایستهٔ آفرین و ستایش باشد. (از آنندراج). - ناز شست کسی؛ در تداول، آفرین! زه! احسنت! حبذا! - ناز شستم؛ در تداول، نوش جانم! مزد دستم! مفت جانم! خوب کردم! || جایزه یا مشتلق یا انعامی که به کسی به پاداش هنرنمائی یا آوردن خبر خوش یا کردن کاری بجا می دهند.
کلمات همقافیه با «ناز شست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر