معنی نازیة
9 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) تیزی. (منتهی الارب). حدت. تیزی و تندی. (المنجد). یقال: بقلبه نازیة؛ در دل او حدت و نشاطی است. (اقرب الموارد). || سرد. (منتهی الارب). || خطا در قول یا فعل بسبب خشم. بادرة. (اقرب الموارد). || کاسهٔ پهن دورتک. (منتهی الارب). القصعة القریبة القعر. (المنجد) (اقرب الموارد). || (ص) اکمة نازیة؛ پشته ای که از آنچه پیرامون آن است بلندتر بود. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ زی یَ ] (اِخ) تلفظ عربی نازیسم است. رجوع به نازیسم شود.[ یَ ] (اِخ) چشمه ای است نزدیک صفرا. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نازیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر