معنی نازک بخارائی

معنی نازک بخارائی

5 بازدید
[ زُ کِ بُ ] (اِخ) شوکت بخارائی. از شاعران قرن یازدهم بخاراست. وی مدتی نازک تخلص کرد و زمانی هم تخلص شوکت را برگزید. به روایت نصرآبادی به سال ۱۰۸۸ هـ . ق. به هرات آمد و به خدمت حاکم هرات رسید و مهربانیها دید و از توجهات میرزا سعدالدین وزیر خراسان نیز بی نصیب نماند، دوران اخیر عمر را در اصفهان گذراند. حزین لاهیجی وی را در اصفهان در نهایت شوریدگی و آشفتگی دیده است. وی به سال ۱۱۰۷ هـ . ق. در اصفهان وفات یافت . از اشعار اوست: به صحرای غمش تنها نه من سرگشتگی دارم که همچون گردباد اینجا سر افلاک می گردد. دل عاشق وجود از هرچه یابد زآن فنا گردد ازآن آبی که گندم سبز گردد، آسیا گردد. ز سایهٔ مژه چشم مور بست قلم چو می کشید مصور دهان تنگ ترا! شیر انوار تجلی را چو می کردند صاف درد آن مهتاب و صاف آن بناگوش تو شد! ما چون سپند گرم رو دشت شعله ایم خاکستری که ماند بجا گرد راه ماست. و نیز رجوع به تاریخ ادبیات براون ج ۴ ص ۱۷۵ و خزانهٔ عامره ص ۱۲۰ و سرو آزاد ص ۲۸۱ و تذکرة المعاصرین حزین ص ۶۶ و کلمات الشعراء سرخوش ص ۶۲ و شمع انجمن ص ۲۲۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نازک بخارائی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید