معنی نازکه
7 بازدید
[ زُ کَ / کِ ] (اِ) باریکه. تیریز. تریشه. قطعهٔ باریک از هر چیز: یک نازکه از چیزی؛ باریکه ای از آن.
کلمات همقافیه با «نازکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر