معنی نازکعذار
4 بازدید
[ زُ عِ ] (ص مرکب) که عذاری لطیف دارد. جوان نوخاسته که پوست صورتش لطیف است. که گونه ای شاداب و مو برنارسته دارد: ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود.حافظ.
کلمات همقافیه با «نازکعذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر