معنی نازنینی
7 بازدید
[ زَ ] (حامص) نازنین بودن. زیبائی. جمال : مهی در جلوه با این نازنینی نخواهد ساخت با تنهانشینی.وصال. که من خوش دارم از تنهانشینی که تنها باشم اندر نازنینی.وصال. || نازپروردگی. ظرافت : که طفلی خرد با آن نازنینی کند در کار ازین سان خرده بینی.نظامی. رجوع به نازنین شود.
کلمات همقافیه با «نازنینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر